وبلاگ شماره ی 1 گروه نقالی مدرن

عکس من
Iran
استادیار افتخاری دانشگاه سوره. بازیگر تئاتر، تلوزیون و سینما.استاد نقالی، شاهنامه خوانی، شاهنامه شناسی و تاریخ ایران ( حضوری، مکاتبه ای و از طریق وب کم یا ایمیل ). تذکرات: * عنوان اولین زن نقال ایران بارها از طرف رسانه ها به اینجانب داده شده است و من در رادیو بی بی سی، رادیو ایران و شبکه عربی الان این عنوان را تکذیب نموده ام. اگر خبری مبنی بر خطاب قرار دادن اینجانب به عنوان اولین زن نقال ایران در وبلاگ های من درج شده فقط به دلیل حفظ امانت داری در نقل قول از آن منبع خبری است. * برای آگاهی درباره ی نام نداآفرید به نمایه ی کامل من و برای مشاهده ی رزومه ی ساقی عقیلی و اطلاعات دیگر به وبلاگ نقالی مدرن در لیست وبلاگ من و سایت جدید نقالی مدرن مراجعه کنید. email: nedaafarid@yahoo.com

سایت جدید گروه نقالی مدرن

جمعه ۶ ژانویهٔ ۲۰۱۲

چهارشنبه ۵ ژانویهٔ ۲۰۱۱

گفتگوی دویچه وله با علی فرهادپور در بارۀ عنوان دروغین اولین زن نقال ایران

«اولین زن نقا ل، یک دروغ بزرگ»

برای علاقمندان به ادبیات و هنر باستان ایران و به‌ویژه نقالی عبارت «اولین زن نقال» عبارتی آشناست. علی فرهادپور کارشناس تئاتر و محقق تاریخچه نقالی در گفت‌و گو با دویچه وله به‌کارگیری این اصطلاح را یک دروغ تاریخی می‌نامد.

در طول تاریخ تنها مردان نبوده‌اند که داستان‌های شاهنامه را با نوای ساز و یا حرکات موزون بازگو می‌کردند. علی فرهادی از قدیمی‌ترین زن نقّال ایران که نام او در تاریخ به‌جا مانده است، از آزاده، خنیاگر بهرام گور ساسانی وسپس از زنان نقّال دیگری مانند سمیه خداینامه‌خوان، خواهر صلاح‌الدین ایوبی، همسر فردوسی و هم‌چنین دختر ملاصدرا، ملا فاطمه نقّال در زمان کریمخان زند و مرشد بلقیس نام می‌برد و به‌‌‌‌‌کار گیری این اصطلاح را برای زنان نقال امروزی مورد انتقاد قرار می‌دهد. در عین حال این کارشناس تئاتر از ویژگی نقالی امروز زنان می‌گوید.

دویچه‌وله: آقای فرهادپور، به نظر شما کلا نقّالی چیست و چه تاریخچه‌ای دارد؟

علی فرهادپور: به گفته‌ی بهرام بیضایی، واقعه‌خوانی در ایران پیش از اسلام، قصه‌گویی موزونی همراه با یک ساز بوده و بعد از اسلام، به دلیل ممنوعیت موسیقی، تنها نقل واقعه شده است. فریدون جنیدی و ابراهیم باستانی پاریزی احتمال رواج واژه‌های نقّال و نقّالی را مربوط به صفویه می‌دانند.

به گفته‌ی بیضایی و اساتید دیگر، نقّالی پیشتر با اصطلاحات دیگری مانند خنیاگری، رامشگری، قوالی، مداحی، معرکه‌گیری و واگویه نیز شناخته می‌شده و نقّالی ترجمه‌ای از همه‌ی این واژه‌ها است. پیدایش نقّالی هم به طور کلی، در نخستین دهه‌های آغاز تکلم انسان بوده و اولین زن و مرد نقّال تاریخ هم مشخص نیستند.

اما در بعضی از مقالاتی که در مورد نقّالی نوشته شده‌اند، جدا از نقّالان مرد، از نقّالان زن هم سخن به میان می‌آید و برخی اوقات از اولین نقّال زن صحبت می‌شود. به نظر شما، آیا این اصطلاح درست است؟

این اصطلاح، توهین به تاریخ ایران و زنان نقالی است که در تاریخ ایران به نقالی پرداخته‌اند. چون اولین زن نقّال و حتی اولین مرد نقّال را هم نمی‌شود تعیین کرد. طبق مشاهدات من، اولین بار در همایشی، خانم شیرین امامی توسط مجری، به عنوان اولین زن نقّال ایران معرفی شد و سپس به ترتیب پنج زن نقال به عنوان اولین زن نقال ایران معرفی شدند. متاسفانه این اصطلاح به رسانه‌های داخلی و خارجی سرایت کرد، در همایش‌های ایران‌شناسی و شاهنامه‌پژوهی به کار رفت و فیلمی هم درباره‌ی اولین زن نقال ایران ساخته شد. من پژوهشی به نام «اولین زن نقّال ایران، دیرینه‌شناسی یک دروغ بزرگ» دارم و در آنجا نوشته‌ام که رواج واژه‌ی اولین زن نقّال، به دلیل بزرگی دروغین آن است.

این به چه معنا است؟

منظورم این است که چون پیدایش نقّالی در پیش از تاریخ بوده و آن زمان خط اختراع نشده بوده، پس نام زن و یا مرد نقّالی هم ثبت نشده و اصلا نمی‌توان گفت اولین زن نقّال ایران یا حتی اولین زن نقّال تاریخ چه کسی است.

البته می‌توان گفت قدیمی‌ترین زن نقّال ایران که نام او در تاریخ به‌جا مانده است، آزاده، خنیاگر بهرام گور ساسانی است. پس از او زنان نقّال مهمی هم در تاریخ ایران بوده‌اند؛ مانند سمیه خداینامه‌خوان، خواهر صلاح‌الدین ایوبی، همسر فردوسی که اولین زن نقّال شاهنامه است، دختر ملاصدرا، ملا فاطمه نقّال در زمان کریمخان زند و مرشد بلقیس، پیش و پس از جمهوری اسلامی.

از زنان نقّال و مردان نقال امروز، چه کسانی را می‌توانید نام ببرید؟

امروز زنان بسیاری نقّالی می‌کنند. مانند خانم فاطمه حبیبی‌زاد (گُردآفرید)، خانم ساقی عقیلی (نداآفرید) که نقالی را با تصویرسازی و حرکات بدنی همراه کرده‌اند، خانم مرجان صادقی، خانم شیرین امامی، خانم مینا صارمی و همینطور خانم آرام قاسمی که نقّالی را در اروپا، با تکنولوژی آمیخته کرده‌اند.

از میان معروف‌ترین مردان نقّال هم می‌توانم مرشد ولی‌الله ترابی را نام ببرم که از نظر بیان و تصویرسازی، نقش بسیار مهمی در معرفی و ایجاد پیشرفت در نقّالی امروز ایفا کرده‌اند؛ مرشد آسید مصطفی سعیدی که نقل‌هایشان را بیشتر بر اساس گفتار انجام می‌دهند و احساس و تفکر مخاطب را برمی‌انگیزند، و مرشد داود فتحعلی بیگی که در نقالی‌شان نوعی بازی حسی دیده می‌شود.

به نظر شما، نقّالی زن چه ویژگی‌ای دارد؟

به طور کلی می‌توان گفت که مردان نقّال بیشتر نقّالی می‌کنند. چون به خاطر مردسالاری حاکم در ایران و جهان، می‌توانند در جامعه‌ی ایرانی و جهانی حضور بیشتری داشته باشند.

البته تفاوت مهم دیگرشان، روش نقّالی است که مردها بیشتر از حرکات بدن استفاده می‌کنند. ولی خانم‌ها، به‌خصوص در ایران، کمتر می‌توانند این کار را انجام بدهند.

نکته‌ی دیگر هم که خیلی مشخص است، صدای نقّالی است؛ مردها با صدای خیلی بم نقّالی می‌کنند و زنان با صدای زنانه و زیر.

با تجربه‌ای که به عنوان یک کارشناس دارید و نقّالی‌هایی که از زنان و مردان دیده‌اید، به نظرتان انتخاب موضوع‌ها از شاهنامه، در میان نقّال‌های زن و مرد متفاوت است؟ یعنی نقّال‌های زن تکیه را روی بخش‌های مشخصی از شاهنامه می‌گذارند یا به عکس؟

اتفاقاً به نکته‌ی خیلی عالی‌ای اشاره کردید؛ این تفاوت وجود دارد و زنان وقتی تومارهای نقّالی را از اساتید نقّالی می‌گیرند و یا از کتابها برمی‌دارند، هنگام نقّالی به قسمت‌های بسیار احساسی‌تر، ظریف‌تر و می‌توان گفت جذاب‌تری می‌پردازند تا نقّالان مرد.

در دنیای امروز و با توجه به امکانات جدید ارتباطی مانند اینترنت، فکر می‌کنید نقّالی هنوز جایی داشته باشد؟

سؤال مهمی است. به نظر من، نقّالی می‌تواند مانند تئاتر خود را به‌روز کند؛ طوری که بشود با دوربین از آن فیلمبرداری کرد، صدای آن را ضبط کرد و در سطح جهان برای گروه‌های مختلف سنی و گروه‌های مختلف اجتماعی، مانند معلولین، نابینایان و… پخش کرد. می‌توان استفاده‌های اجتماعی از نقّالی کرد و حتی برای آموزش در مدارس، از نقّالی استفاده کرد و خیلی از مفاهیم درسی را با نقّالی آموزش داد.

اینها نکاتی هستند که نقّالی با استفاده از آن‌ها می‌تواند در جهان امروز خود را به‌روز کند، خود را بهتر و بیشتر معرفی کند و پیشرفت بدهد.

آقای فرهادپور، آخرین سؤا‌‌ل‌ا‌م مربوط به خود شماست؛ چی شد که به مقوله‌های نقالی و نقالی زنان علاقمند شدید و در حال حاضر سرگرم انجام چه کاری در این زمینه هستید؟

من در دوران تحصیل‌ام در دانشگاه، روی تاریخ نمایش در ایران کار میکردم و در بسیاری از همایش‌هایی که مربوط به نقّالی و تاریخ ایران بود، حضور پیدا می‌کردم و پس از چند سال تحقیق مقالاتی در باره‌ی نقّالی، تاریخ نقّالی و تاریخچه‌ی نقّالی زنان نوشته‌ام.

الان فوق‌لیسانس کارگردانی تئاتر را دارم و در حال انجام پژوهش‌هایی درباره‌ی گسترش نقّالی در جهان هستم که این گسترش نقّالی از طریق ایجاد یک گروه به نام «گروه نقّالی مدرن» دارد انجام می‌گیرد.

«گروه نقّالی مدرن» یک سری تولیداتی شبیه به تئاتر پداگوژی (که در آلمان شناخته شده است) انجام می‌دهد. در عین حال با نهادهای مختلف همکاری می‌شود و یک سری نقّالی‌هایی به طور تصویری و به زبان‌های مختلف تهیه می‌شوند که مردم (از کودکان تا بزرگسالان) بتوانند از آن استفاده کنند. در مجموع، این گروه سعی در معرفی نقّالی و به‌روز کردن آن، بر اساس تئاتر و هنر امروز جهان دارد.

مصاحبه‌گر: شیرین جزایری
تحریریه: بهمن مهرداد

منبع:

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5501278,00.html

شنبه ۳۰ اکتبر ۲۰۱۰

زال

به نام خداوند جان و خرد- کزین برتر اندیشه بر نگذرد
خداوند نام و خداوند جای- خداوند روزی ده رهنمای
خداوند هست و خداوند نیست- همه بندگانیم و ایزد یکی است
به موری دهد مالش نره شیر- کند پشه بر پیل جنگی دِلیر
کنون پر شگفتی یکی داستان- بپیوندم از گفته ی باستان
نگه کن که مر سام را روزگار- چه بازی نمود ای پسر گوش دار
نبود ایچ فرزند مر سام را- دلش بود جوینده ی کام را


همسر سام پریدخت باردار- سام از خوشحالی در پوست نمی گنجه- همسرش هرچی میخواست فراهم بود- بهترین میوه ها-شیرینیها- خوراکها و بهترین نوشیدنی ها از می و شربت های گوارا. نه ماه و نه روز و نه ونه گذشت و پریدخت خانم بارِ شیشه بر زمین گذاشت. اما این زمان سام در شهر نبود، در شکارگاه به شکار( ر ر ر ر ر ) یکی از بنده ها با اسپ خودشو رسوند به سام، میخواست خودش این آگهی رو به پهلوان برسونه و مژدگانی بگیره. ( بازی سام برای رها کردن تیراما)
بنده: دست نگه دارید سرورم.( یا نقال میگوید یا انجام میدهد) از اسپ پیاده، دوان در برابر سام زانو زد. سام با شگفتی پرسید چه؟
: مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای- که ز صحرای ختن آهوی مُشکین آمده.
سام گفت کیسه ای زر به مرد بدهند( مرد کیسه را در پر شالش میگذارد) و پرسش کرد، چه شده؟
: یزدان پاک به شما فرزندی بخش . . .
سام نگذاشت سخن مرد به پایان برسه دستور داد( کف کوفتن) :اسپ، به چالاکی پرید پشت اسپ و تاخت سوی شهر. از دروازه آمد تو . سمت کاخ( با اشاره ی دست) رسید- نوای هلهله و شادی از درون کاخ به گوش می رسید.از اسپ پرید پایین پله های کوشک پری بانو رو گرفت رفت بالا.
ندیمه ی همسر سام که در ایوان چشم به راه سام بود. نوزاد رو تندی پیچید درون یک پارچه ی حریر آمد به پیشواز. جهان پهلوان آمدن نور چشمتان خجسته باد. سام بچه رو گرفت، کیسه ای زر به ندیمه بخشید.
سام: (حرکت سام) یزدان پاک ترا سپاس، ندیمه؟ دختره یا پسر؟
ندیمه: پسر سرورم.
سام روی بچه رو زد کنار فرزندش رو ببینه،(خشکش میزنه) دید موی سر سپید، ابرو سپید، مژه سپید، روی چون گلِ سرخ.

به چهره چنان بود تابنده شید- ولیکن همه موی بودش سپید
بگفتا که این نیست فرزند من- مگر باشدش پور یک اهرمن( از اشعار فردوسی بزرگ نیست)
چو آیند و پرسند گردنکشان- چه گویم از این بچه ی بد نشان
چه گویم که این بچه ی دیو چیست- پلنگ دو رنگ است یا خود پری است
از این ننگ بگذارم ایران زمین- نخواهم بر این بوم و بر آفرین


خشمگین، دژم، بچه رو روی زمین رها کرد و رفت
پریدخت در بستر زایمان چشم به در دوخته همسرش بیاد، نوازشش کنه،چشم روشنی ای، بوسه ای، چشم پریدخت به در، از سام خبری نشد.
نیمه های شب سام دست و پای اسپش رو نمد پیچ کرد. آروم، آروم، در اتاق پریدخت رو باز کرد. سکوت، پریدخت خواب- بچه تو گهواره- رفت جلو- بچه رو آروم بلند کرد و در آغوش کشید. برگشت- آهسته آهسته برگشت. سوار به اسپ از دروازه زد بیرون.
بامداد، پریدخت بیدار، دل نگران که چرا هنوز سام بهش سری نزده، سینه ها پر شیر، نشست روی تخت، دست به زیر چانه، نگاه به گهواره( حرکت شگفتی پریدخت از خالی بودن گهواره). فریاد- شیون- گریه، ندیمه ها ریختن تو، چی شده مهین بانو، چی شده سرورم،
بچه ام، بچه ام، زبانش بند اومده. بیهوش- همه جای کوشک و کاخ رو گشتند و نوزاد یافت می نشد
کنون بشنو از بچه، در آغوش پدر خواب نیمه های روز رسیدند به پای کوه در بیابان، جهان پهلوان از اسپ پیاده- از آغوش جدا کرد، گذاشت به روی زمین- خورشید به تندی میتابد، سایه ی پدر بر فرزند- پهلوان دشنه رو کشید- دیو زاده- پری زاده- دشنه بالا رفت و فرود اومد- یک لب خند به لب این بچه- دست و دل سام لرزید. مهر پدر و فرزندی به جوش اومد. نتوانست بکند آنچه را میخواست. با خود اندیشید همین جا رهایش کنم برای جانوران درنده. از ترس اینکه مبادا پشیمون بشه بدون نگاه به نوزاد سوار اسپ دور شد.
چنان پهلوان زاده ی بیگناه/ ندانست رنگ سپید از سیاه
پلنگش بُدی کاشکی مام و باب/ مگر سایه ای یافتی ز آفتاب
ز خاراش گهواره و دایه خاک/ تن از جامه دور و لب از شیر پاک
به گرد اندرش تیره خاک نژند/ به سر برش خورشید گشته بلند
آفتاب داغ و سوزان، بچه به روی شن و ماسه- گرسنه- تشنه- گریه آغاز کرد.در نوک البرز کوه- سیمرغ تو لونه نشسته. جوجه هاش جیغ و داد- گرسنه، خوراک میخوان
چو سیمرغ را بچه شد گرسنه/ به پرواز بر شد بلند از بنه
در نیلگون فلک نیم فرسنگ به نیم فرسنگ سایه ی بال سیمرغ از پهنه ی اسمان نگاهی کرد به دشت تا شاید خوراکی بی یابد. چشم تیز بینش جنبنده ای رو دید
یکی شیر خواره خروشنده دید/ زمین همچو دریای جوشنده دید
زمانی سر انگشت را می مکید/ زمانی خروشیدنی می کشید.

شیرجه اومد پایین، تن پوش نوزاد رو به چنگ گرفت و پرواز- به البرز کوه- بچه رو گذاشت به لونه، جوجه ها یورش بردند برای خوردن،
به سیمرغ آمد ندایی پدید/ که ای مرغ فرخنده ی پاک دید
نگه دار این کودک شیر خوار/ کزاو شیر مردی آید به بار
نگه کرد سیمرغ با بچه گان/ بدان خرد، خون از دو دیده چکان
شگفتی، بر و بر فکندند مهر/ بماندند، خیره بدان خوب چهر
شکاری که نازکترآن بر گزید/که بی شیر مهمان، همی خون مزید

این بچه بزرگ و بزرگ و بزرگتر شد.

چو آن کودک خرد پر مایه گشت/ بر آن کوه بر روزگاری گذشت
یکی مرد شد چون یکی زاد سرو/ برش کوه سیمین، میانش چو غرو
نشانش پراکنده شد در جهان/ بد و نیک هرگز نماند نهان

همه ی مردم شهر سخن از زال مردی میگفتند. جوانی زیبا که گهگاهی کنار کوه دیده بودندش. این سَخُن ها به گوش سام هم میرسید. در دل اندیشه کرد: شاید پور من باشد این زال. نه، نه، من اونو تنها و بی پناه در پای کوه رهایش کردم. نه او نمی تواند باشد.زنده نمانده است. اما... اما به روی وبه سال به فرزند من مانند است. نه، نه اندیشه مکن، کرکسها از کسی و چیزی نمیگذرند.
شبی به خواب سروش مژده ی پیدا شدن پورش را بدو داد- بیدار- موبدان. موبدان آمدند. جهان پهلوان خواب بگفت و پاسخش آوردند.

هر آن کس که بودند، پیر و جوان/ زبان بر گشادند، بر پَهلَوان
که بر سنگ و بر خاک، شیر و پلنگ/ چه ماهی به دریا درون با نهنگ
همه بچه را پروراننده اند/ ستایش به یزدان رساننده اند
ترا دایه، گر مرغ شاید همی/ پس این پهلوانی چه باید همی
تو پیمان نیکی دهش بشکنی/ چنان بی گنه بچه را بفکنی
به یزدان کنون سوی پوزش گرای/ که اویست بر نیکویی رهنمای

اگر سپیدی مو زشت است و اهریمنی، تو نیز موی سر و ریش و سبیلت سپید است، که هستی؟ باید از تو بیزار بود و ترا در کوه و بیابان رها کرد؟ پند ما گیر و به دنبال پورت برو اورا بیاب و دلش به دست آر دکه رای دادار نیز چنین است.
جهان پهلوان ایران ویج با تنی چند راه افتادند سوی کوه. سیمرغ دانا دانست که پدر در پی پور آمده. سیمرغ زال را گفت: زمان جدایی ما رسیده تو باید بروی، پدرت سرافراز مهان در جستجوی توست. بنشین بر پشت من تا نزد پدرت سام یل ببرم. دستان گفت مگر از من سیر شدی که مرا از خود میرانی؟

نشیم تو رخشنده گاه من است/ دو پرّ توفرّ کلاه من است.
چنین دا د پاسخ که گر تاج و گاه/ ببینی و رسم کیانی کلاه
مگر کاین نشیمت نیاید به کار/ یکی آزمایش، کن از روزگار
گرت هیچ سختی به روی آورند/ ور از نیک و بد گفتگو آورند
بر آتش برافکن یکی پرّ من/ ببینی هم اندر زمان فرّ من
فرامش نکن مهر دایه ز دل/ که در دل مرا مهر تو دلگُسل
دلش کرد پدرام و بر داشتش/ گُرازان به ابر اندر افراشتش
به پروازش، آورد نزد پدر رسیده/ به زیر برش، موی سر
تنش پیلوار و به رخ چون بهار/ پدر چون بدیدش بنالید زار

سام باچشمانی اشکبار فرزند را به آغوش کشید و سراپای پور دلبندش رو بوسه باران کرد، سپس از سیمرغ سپاسگزاری کرد وآفرینها برو خواند. زال هم بوسه ای بر بالهای سیمرغ نهاد و با داغ دل از یکدگر جدا شدند.

تنش را یکی پهلوانی قبای/ بپوشید و از کوه بگذارد پای
سپه یکسره پیش سام آمدند/ گشاده دل و شاد کام آمدند
خرو شیدن کوس با کرّه نای/ همان زنگ و زرین و هندی دَرای
به شادی به شهر اندرون آمدند/ ابا پهلوانی، فزون آمدند
راهنما:
شید= روشنی
نازک تن= ناز پروده و نازک بدن
دژم= پژمان و اندهگین
گردن کشان= کنایه از مردمان دلیر و شجاع و نترس
نژند= اندوهگین
بنه= خانه و جا
مزید= مصدر مرخم از مزیدن به معنی مکیدن
نشیم= جا و مکان نشستن
رخشنده= رخشان، تابان
پدرام= در اینجا به معنای آرام است
پیلوار= پیل آسا، فیل سان، به مانند پیل
کوس= سازی رزمی، دمیدن باد پیاپی
کره نای= شیپور، بوق

یکشنبه ۲۳ مهٔ ۲۰۱۰

THE FIRST FEMALE NARRATOR A BIG LIE

For those interested in literature and the art of the ancient Iran and in particular the storytelling the phrase “the first female narrator” is false. Ali Farhadpour, a theatre specialist and a researcher in an interview with Deutsche Welle, regarded the use of this term as a historic lie.

Historically speaking, storytelling has not been limited to men who recited the stories of “the Letter of Kings” (Shahnameh) of the poet Ferdowsi accompanied with music and rhythmic movements. Ali Farhadpour names the first female narrator as Azadeh, the court musician of King “Bahram-e Goor” of Sassanid dynasty. There were others, for example, Somieh the Narrator of Shahname, the sister of Saladin Ayoubi, Ferdowsi’s wife, and also the daughter of Mullah Sadra, Mullah Fatemeh Naghal during the reign of Karimkhan-e Zand and the Mentor Belghis. Farhadpour criticises the use of the first narrator of Shahnameh in these days. This theatre expert describes the features of today’s female narrators as well.

Deutsche Welle:

Mr Farhadpour, in your opinion how do you define Shahnameh narration (Naghali in Persian-translator) and what is the history of it?

Ali Farhadpour

As Bahram Bayzaei has stated, narration of events in the pre-Islamic Iran has been a storytelling accompanied with music by one musical instrument and after the advent of Islam, because the music had been banned, what remained was the narration of the story. According to Feraydoon Jonaydi and Ebrahim Bastani Parizi the use of words “Naghal” (Narrator-Translator) and “Naghali” (narration-translator) are traced to the Safavids era.

According to Bayzaei and other scholars, “Naghali” was also recognised by other terms such as: “Khonyagary” (music playing), “Rameshgary” (minstrelsy) , “Ghavali”(quotation), “Maddahi” (Praising), “Marekehgiri” (crowd entertaining) and “Vagooyeh” (reciting). Naghali encapsulate all of these terms. Emergence of narration must have been since human being started talking and the first female or first male narrator are not known either.

Deutsche Welle:

In some articles on narration, other than talking about male narrators or female narrators are also mentioned and at times refer to a female narrator as “the first”. Do you think this terminology is right?

Ali Farhadpour

This term is an insult to the History of Iran and the female narrators who have been doing narration in the past; as it is impossible to pinpoint the first male or first female narrators. According to my observation, for the first time in a gathering, Ms Shirin Emami was introduced as the first female narrator and then five female narrators were introduced as the first female narrator of Iran. Unfortunately, this has distributed widely into the media both within and outside the country. In the Conference on Iran and research into Shahnameh (the letter of kings) this terms has been used and a film was made on the first female narrator of Iran. I have a research report on “the first female narrator, the history of the big lie) and I have written there that the widespread term of “the first female narrator” is due to the enormity of the lie.

Deutsche Welle:

What do you mean by that?

Ali Farhadpour

I mean that having regard to the fact that narration is going back to pre-historic era, and at that time there was no script developed, therefore there is no record of the male or female narrators and it is impossible to say who the first male narrator of Iran is or who is the first female narrator.

It is possible to qualify by saying the first narrator whose name is mentioned in the history was Azadeh, the court musician of King Bahram-e Goor of the Sassanid Dynasty. After her, there were other important women in the Iranian history; like Somieh the Shahnameh Reader, Sister of Saladin Ayoubi, the wife of Ferdowsi, who is the first female narrator of Shahnameh; daughter of mullah Sadra, Mullah Fatemeh Naghal, during Karimkhan-e Zand dynasty; and Mentor Belghis: and pre and post- Islamic Republic narrators.

Deutsche Welle:

Can you name the contemporary narrators?

Ali Farhadpour

Nowadays many women do narration. Examples are Ms Fatemeh Habibi Zad (Gordafarid), Ms Saghi Aghili (Neda-afarid) who mixes the narration with image making and body movements; Ms Marjan Sadeghi, Ms Shirin Emami, Ms Mina Saremi and also Ms Aram Ghasemi who has mixed the narration with technology.

Amongst the most important male narrators, we can name Mentor Vali-ollah Torabi who in terms of articulation and image making has an important role in the introduction and advancement of the current narration; Mentor Seyed Mostafa Saeidi whose narrative is mostly rhetorical, and provoke in the audience feelings and thoughts; and Mentor Davood Fathali Baygi whose narration is mixed with a type of emotional game.

Deutsche Welle:

What are the features of female narration?

Ali Farhadpour

It is possible to say that the male narrators just talk; because of the paternalistic nature of Iran and the world, they can have a more presence in society both in Iran and in the world. A major other difference is in the style of narration in which men use their body language more strongly.

Female narrator on the contrary can do the job but much less, particularly so, in Iran. Another distinctive feature is the sound of narration; men narrate with a bass tone and female narrators articulate with female voice and shrill tone.

Deutsche Welle:

With your experience as a scholar and witnessing the narration by male and female narrators, in your opinion, is there any difference in what women choose from Shahnameh to narrate and what men select to do so? Do female narrators emphasise on a particular part of Shahnameh or not?

Ali Farhadpour

You have noted a particularly excellent issue: the difference do exist and when women learn the narrative scrolls from their mentors, or copy from books, when compared to male narrators, pick up the more sensitive, more emotional and more subtle parts and can be said more attractive part of Shahnameh.

Deutsche Welle:

In today’s world and the advent of modern media facilities, like the internet, do you think narration has still a part to play?

Ali Farhadpour

This is an important question. In my view, narration can be made up to date as theatre is done; in a way that can be filmed with cameras and record the voice and disseminate around the world for people with disability, the blind and so on. Narration can have social application and even for teaching at schools and many concepts can be taught through narration.

These are the points that narration can use so that it can be made up to date in the contemporary world and to improve and better presented and progress forward.

Deutsche Welle:

Mr Farhadpour, my last question relates to you personally. What happened that you became interested in narration and female narration and what are you engaged at the moment in this regard?

Ali Farhadpour

During my time at the university, I was working on the history of theatre in Iran and attended many conferences on narration and the history of Iran. After several years of research, I wrote articles on narration, history of narration and the history of female narrators.

At present, having a Master’s degree in theatre conducting I am engaged in research into the expansion of narration in the world. This expansion is facilitated through the formation of a group called “the Modern Narration Group”.

“The Modern Narration Group” has a series of production similar to pedagogy theatre (that is well recognised in Germany). At the same time it cooperates with other agencies and a series of pictorial narration is produced with voices from different languages so that people (children and adults alike) can enjoy them. Over all, this Group is trying in an endeavour to introduce narration and making it up to date on the basis of theatre and the contemporary modern art.

Interview by: Shirin Jazayeri

Scribe: Bahman Mehrdad

………………………………………….....

Translator: Dr. Hossein Riazi

Thanks for: Nima Ghanbarzadeh

Source:

Deutsche Welle

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5501278,00.html

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5476709,00.html

یکشنبه ۲۵ آوریل ۲۰۱۰

زنان و نقالی مدرن ( مادران یک تولد )

زنان در تاریخ ایران همواره آماج تهمت ها، تحقیرها و تجاوزها بوده اند. در هزار و یک شب داستان های بسیاری درباره ی مکر زنان دیده می شود و به راستی در هزاره ی تاریک ضحاکان، زنانی چون شهرزاد می توانند پا به میدان نهاده و توانایی ها و ویژگی های یک زن را به طور واقع بینانه به جامعه نشان دهند.

تاریخ ایران شهرزاد های بسیاری را به خود دیده است که نه تنها مقام راستین زن را معرفی و اثبات کرده اند، نه تنها نقل ِ دلاوری های زنان و مردان ایران را برای کودکان خود نقالی کرده اند بلکه در زندگی خود حماسه آفریده اند و حماسه آفرینانی را به جامعه تقدیم کرده اند. زنانی همچون فرانک مادر فریدون، پریدخت مادر زال، رودابه مادر رستم، تهمینه مادر سهراب، ماندانا مادر کوروش بزرگ، رُدگون مادر داریوش بزرگ، ماهرو مادر بابک خرمدین و بسیاری از زنانی که پهلوانان و شهیدان آزادی ایران را پرورش داده اند. به گفته ی شاعر:

« کوروش از دامان مادر یافت آن پیغمبری/ از غم بی مادری چنگیز شد اسکندری »

کتاب ها، مقاله ها و برنامه های معدودی وجود دارند که در آن ها به طور دقیق و مفصل به شیرزنان تاریخ ایران پرداخته شده باشد. کافی است به فهرست کتاب ها در یک کتابخانه یا اینترنت نگاهی بیاندازیم، بیشتر کتاب ها مربوط به مردان بزرگ و کارهای آنان است و چیزی که به ندرت به آن پرداخته شده یا اصلا به آن اهمیت داده نمی شود، تاثیری است که مادران و زنان زندگی آن مردان بر پیشرفت و موفقیت آن ها داشته اند.

در افکار عمومی، ادبیات و هنر عامیانه ی ایران عموما به زن از چند زاویه ی خاص نگریسته شده و از او معمولا به عنوان یکی از عناصر زیر نام برده می شود:

مادر یا همسر فداکار، زن مطیع، زن نافرمان، دختر حرف گوش کن، زن وراج، فضول و مانند این ها. این که مردان در این ستم تاریخی چه نقشی داشته اند بسیار مورد اشاره و بررسی قرار گرفته و حتی متاسفانه به یک شعار تبدیل شده است. ولی من در این مقاله سر آن دارم تا به نقش خود زنان در این مسئله و قدرت آنان در حل آن اشاراتی داشته باشم.

یکی از عواملی که به حفظ و ادامه ی وضع مذکور کمک کرده است بعضی از رفتارهای زنان و قرارگرفتن آنان در قالب های از پیش تعیین شده ای است که مردان برای آنان تعیین کرده اند. برای مثال می توان به رفتارهای زیر اشاره کرد: صحبت کردن زنان علیه رفتارهای زنانه ی زنان دیگر، اختصاص دادن بیشترین مقدار انرژی و زمان خود به کارهای خانه، میدان دادن به احساسات و رفتارهای زنانه به طور کنترل نشده، آسیب پذیر فرض کردن خود ( و به تبع آن آسیب پذیر شدن در برابر مشکلات کوچک )، دعوت از مردان و اجازه دادن به آن ها برای اظهار نظر و دخالت در اموری که مربوط به زنان است و نهادن بعضی از کارها و مسئولیت ها بر دوش مردان در حالی که خودشان می توانند آن ها را ( چه بسا بهتر از مردان ) انجام دهند.

البته گفتن مشکلات روشی است که متاسفانه در جامعه ی ایرانی وجود داشته و چیزی که بیش از آن اهمیت، ضرورت و فوریت داشته و دارد راه حل آن ها است. خوشبختانه زنان امروز ایران در چند دهه ی اخیر گام هایی را برای حل مشکلات مربوطه انجام داده اند مانند: حضور در صحنه های علمی، هنری و سیاسی؛ مخالفت با حجاب اجباری؛ اشتغال در کارهای مختلف گروهی و مبارزات اجتماعی آشکار و عمومی.

مقوله ی آخری که ذکر شد، مقوله ای است که زنان ایران در آن هم پیشرفت کرده اند، هم به نتایج درخشانی رسیده اند و هم در آن ضربات زیادی را متحمل شده اند. از مادری که فرزند خود را در زندان می بیند، تا زنی که در زندان های مرگبار با تجاوز و درد و شکنجه دست و پنجه نرم می کند و یا دختری که در پیش چشم همگان جان می دهد. این ها نشانه های شکسته شدن کلیشه ی سنتی زن در ایران امروز هستند. ولی زنان امروزه چگونه می توانند باعث پیشرفت و پیروزی جنبش های نوین اجتماعی ایران در راستای آزادی و حفظ حقوق زنان باشند؟ چگونه می توانند به ساختن جامعه ای کمک کنند که در آن نشانی از شکنجه، تجاوز و اعدام نباشد؟ چگونه می توانند جامعه را تغییر دهند تا در آن ظالمان، متجاوزان و شکنجه گران، مجال ظهور نیابند؟

یکی از عرصه های بسیار مهم، تربیت کودکان و نوجوانان است. زنان باید با کنترل احساسات خود، به جنبه های احساسی، تعصب انگیز و مستبدانه ی فرهنگ سنتی در وجودشان اجازه ی رشد ندهند. برای مثال در جلساتی حضور نیابند که گردانندگان آن ها همچون کاسبکاران و متظاهران فرهنگی در پی تربیت نسلی مانند خود هستند. با رعایت هنجارهای انسانی اجتماعی؛ به مردان متعصب بهانه ای ندهند تا آن ها بتوانند از هنجارهای سنتی مردسالارانه علیه زنان استفاده کنند؛ فرزندان خود را مطابق با ارزشهای والای فرهنگ ایرانی، مطابق با حقوق بشر، آزادی و دموکراسی پرورش دهند؛ اجازه ندهند در ذهن کودکان شان ظالمان تاریخ به قهرمانانی تبدیل شوند که کودکان در رویاهایشان آنها را فرشتگانی پاک ببینند؛ طوری کودکانشان را تربیت کنند که از خشونت بیزار باشند و تحت هیچ شرایطی آن را مجاز نشمارند ( حتی بر اساس منافع شخصی و گروهی یا در جنجال های اجتماعی ).

طبیعی است که در این راه، زنان با مخالفت مردان متعصب و زنان نا آگاه دیگر قرار خواهند گرفت ولی زنان به دلیل امکان حضور مداومشان در پنهانی ترین بخش های اجتماع، خصوصی ترین لایه های خانواده و تاثیر عمیق شان بر اطرافیان می توانند روش های جدیدی را کشف کنند. مطمئنا در آینده شاهد بروز روش های موثر و ظهور زنان بسیاری در این عرصه خواهیم بود. چنان که در تاریخ نیز مادران، خود، اولین نقالان زندگی فرزندان شان بوده اند و داستان هایی که نقل می کردند، طرز صحبت شان و نتیجه گیری و تفسیری که از داستان برای فرزندان شان ارائه می کردند، تأثیر زیادی بر رفتار آن ها در آینده نهاده است. می توان نسل امروز را نتیجه ی نقل ها و نقالی های نسل های قبل و پرورش یافته ی نقالان گذشته دانست. نقل هایی که یکسان و همانند نبوده اند؛ هر گروه از نقالان، نقل ها و تماشاگران خاص خود را داشته اند و همان تماشاگران، نقالان و بازیگران صحنه های اجتماعی و سیاسی امروز شده اند. بی شک، مادران و زنان نقالی که رنج ها، محدودیت ها و مظلومیت هایشان را برای فرزندان شان نقل کرده اند، توانسته اند نقش مهمی در تربیت نسل آزادی خواه امروز بازی کنند. نسل امروز نیز می تواند با نقالی خود و رفتار خود در صحنه های گوناگون اجتماعی، نسل آینده را طوری پرورش دهد که هم خودش آزاد و آزادی خواه باشد، هم دیگران را از آزادی محروم نکند و هم تحقق آزادی و دموکراسی را برای هموطنان و همنوعانش ممکن سازد.

شاهنامه ی فردوسی، به دلیل تأکید آن بر دانش، خرد، دلیری و مبارزه با ظالمان، نمونه ی درخشان و ارزشمندی است که با نقل، نمایش و تفسیر داستان های آن، می توانیم به معرفی و گسترش ارزش های آزادی خواهانه و مردمی فرهنگ ایران بپردازیم. گروه نقالی مدرن، با همکاری نقالان و بازیگران زن و مرد باتجربه، فارغ التحصیلان تئاتر و دختران و پسران هنرمند، باعلاقه، ایران دوست و آزادی خواه تشکیل شده و نویدبخش جنبشی نوین در این راه است.

این گروه می کوشد داستان ها، روش ها و تکنیک هایی را به مادران، زنان و دختران ایرانی معرفی کند که با استفاده از آن ها بتوانند به معرفی، بازگویی، نقالی و تفسیر شاهنامه بپردازند و در راه رهایی اجتماعی و فردی ایرانیان، گام های مؤثر و بلندی بردارند. البته این جنبشی است که هنر را زیر سلطه ی هیچ حکومتی قرار نمی دهد و برای آگاهی دادن به افراد جامعه، ارتباط با آنان و رسیدن به راه حل های مشترک با آن ها، فعالیت می کند. نقالی مدرن، در پی شکستن مرزهای زبان، زمان و مکان است و می کوشد، ارزش های انسانی فرهنگ ایران را به شکل نقالی، همراه با تصویرسازی، مطابق با گروه های سنی و اجتماعی و به زبان های مختلف، ترجمه و ارائه کند و در اینترنت و شبکه های تلویزیونی به نمایش بگذارد.

گروه مذکور، فعالیت ها و خدمات خود را به طور افتخاری و بدون چشمداشت انجام می دهد و در این راه، از یاری و همکاری ایرانیان، فارسی زبانان و علاقه مندان به نقالی در همه ی کشورها استقبال می کند. می توان گفت، گروه نقالی مدرن، علیرغم تأکید بر فرهنگ و هنر ایران ( به ویژه شاهنامه ی فردوسی )، گروهی فرامرزی و بین المللی است، اعضای آن علاقه مندان به ارزش های انسانی موجود در فرهنگ و هنر ایران و جهان اند و صحنه ی اجرای نقالی های آن، پهنه ای به وسعت جغرافیا است.

دنبال كننده ها